جشن تخم رنگی برای سال 1392
برای چهارشنبه 23 اسفند یه دعوت نامه بهمون دادند تا از خانواده هامون برای جشن تخم رنگی دعوت کنیم مامان جونم اون روز را بخاطر اینکه خاله جون فرشته و دخترش فاطیما جون پیش ما بودند مرخصی کامل گرفت و ساعت 10 به مدرسه من اومدند و فاطیما که تو عمرش اینهمه پسر یه جا ندیده بود کلی شگفت زده شد یه جشن مفصل همرا ه با سفره هفت سین خیلی زیبا و آهنگهای فوق العاده شاد و هیجانی مخصوص عید نوروز برامون پخش کردند بعضی از دوستام که دستی هم تو رقصیدن و لرزوندن داشتند حتی با اینکه روی زمین هم نشسته بودیم طاقت نمیآوردند و شرو ع می کردند به حرکات موزون ،خیلی جالب و با حال بود عکسهای یادگاری هم با گروه ...
نویسنده :
مادر دوامیر
8:27
گل کاری در ویلا با همکاری امیرعلی جون
امیر علی جون که معمولا دوست داره با بزرگترها بگرده و بهشون کمک کنه حتی به باغبون های بیچاره هم رحم نکرد و تمام روز را در حال فک زدن برای اونا وکمک کردن بهشون گذروند سه تا باغبون که بقول خودشون هر کدوم در یه زمینه تخصص داشتند به ویلامون اومدند تا گلکاری کنند برای سال جدید و تعطیلات عید . یکی تخصص در طراحی و شکل دهی داشت و دیگری درخاک شناسی و پیرایش و سومی هم تخصص در سم شناسی و کود داشتند بابا جون خیلی خسته شد از صبح زود در رفت و آمد بود کلی گل و درختچه های تزیینی خرید و با یک وانت آورد داخل و پشت وانت پر پر شده بود از گلهای شاداب و قشنگ . اما بعضی هم که دیگه ت...
نویسنده :
مادر دوامیر
9:43
شرکت در جشن تشویق فرزندان ممتاز اعضا هیات علمی دانشگاه مازندران
روز سی ام بهمن به جشن تشویق فرزندان ممتاز اعضا هیات علمی دانشگاه مازندران دعوت شده بودیم من با دوستام که به این جشن دعوت شده بودند مثل جواد حجازیان و علیرضا رحمانی و کیوان رضایی و علی فرمانزاده کلی قول و قرار گذاشته بودیم که تو جشن باهم شرکت کنیم بنابراین من به محض رسیدن مامان جون به خانه ،به کمک ایشان آماده شدم و همراه بابابزرگ جون به سمت سالن دانشکده تربیت بدنی رفتم و ابتدای سالن لوح تقدیر و کارت هدیه مارا به مبلغ 50هزارتومان بهمون می دادند مراسم با نیم ساعت تاخیر شروع شد با قرائت قران کریم و سرود ملی. سپس مجری برنامه بابابزرگ جون را بعنوان رئیس دانشگاه دعوت کردند تا برای سخنرانی تشریف بیاوردند بعداز صحبتهای ایشان که زیاد...
نویسنده :
مادر دوامیر
9:41
شرکت در جشن فارغ التحصیلان دانشجویان معماری 87
دانشجویان معماری ورودی 87یه جشن کوچیک وصمیمی فارغ التحصیلی برای خودشان گرفتند و استادان خودشان را هم به همراه خانواده دعوت کرده بودند یه کارت دعوت قشنگ که اثر خودشان بود هم فرستادند شب جمعه که خانه یکی از همکاران بابا جون دعوت بودیم خانم آقای مهندس به مامانجون گفتند که اگه شما شرکت می کنید ما هم میایم . بنابراین قرار بر این شد تا در مراسم دانشحویان شرکت کنیم من تا ساعت 8 کلاس داشتم نیم ساعت زودتر از معلم مون مامان جون اجازه گرفت تا به جشن برسیم در سالن پاسارگاد مراسم گرفته بودند فضای سالن پر بود از طرح های بچه های معماری. تازه یه قسمتی هم نمایشگاه از پرسپکتیو ها و طراحی ها و نقاشی هاشون گذاشته بودند که خیلی بر...
نویسنده :
مادر دوامیر
8:42


