امیر علی امیر علی ، تا این لحظه: 18 سال و 9 ماه و 20 روز سن داره

امیر های مادر

امیر علی جون و کمک در کارهای خانه

 آقا امیر علی چند وقتیه که پسر خیلی خوبی شده هم پسر حرف گوش کنی شده  و هم کارهای خوبی انجام میده یه کمی هم بفهمی نفهمی تو تمیز کردن و مرتب کردن حساسه یعنی اینکه حتما باید وقتی جایی را تمیز می کنه تمیز تمیز تمیز بشه  وگرنه دست بردار نیست مثلا وقتی اتاقش را تمیز می کنه به هیچ وجه نباید روی فرش اتاقش  چیزی باشه حتی یکه مداد بنابراین سعی می کنه همه وسایل را یا داخل کمد یا زیر تخت یا کنار اتاق بچینه تو کارهای آشپزخانه هم خیلی کمک می کنه و ظرف شستن را خیلی دوست داره میره بالای صندلی و یه پاش را هم کنار سینک ظرفشویی میذاره بعد یک  دستمال جادویی که مخصوص گردگیری هست را میگیره و روش مایع ظرفشویی میریزه و شروع به...
29 ارديبهشت 1392

چه سخاوتمند است پاييز كه شكوه بلندترين شبش را عاشقانه پيشكش تولد زمستان كرد یلداتون مبارک

    یلدا یعنی یادمان باشد که زنگی آنقدر کوتاه است، که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت. امسال شب یلدا مصادف شد با غروب 5شنبه . خیلی عالی بود چون فرداش جمعه ست می توانیم تا دیر وقت بیدار باشیم از شانس ما امیر علی جون از شب قبل تب داشت و سرما خورده بود و مهد هم نرفته بود و بدتر اینکه مامان جون باید تا دیر وقت اداره می موندند بخاطر برنامه  بخشودگی جرایم  چون آخرین مهلت امشب تا ساعت 12 نصفه شب بود خلاصه مامان بزرگ جون به همراه بابابزرگ جون که از قبل برنامه ریزی این شب را انجام داده بودند با انواع غذاهای محلی و خوشمزه از ما پذیرایی کردند البته تو ویلای ما چون ویلای بابابزرگ جون اینها خیلی بزر...
29 ارديبهشت 1392

یه روز به یاد ماندنی

  آقا مصطفی بخاطر عروسی عمه جونش یک هفته ایی هست که بهمراه مامان و باباش اومده بابل .   یه روز مامان با خاله جون هماهنگ کرد که حالا که یه فرصت مناسب پیش اومده و شما اینجا هستید برای مصطفی یه جشن تولد خانوادگی بگیریم چون 16 اسفند تولد مصطفی ست فقط یکسال اومد پیش ما و تولدش همه بودیم دوسال دیگه یا عمه هاش به تهران رفتنو براش تولد گرفتن ویا اینکه مهدکودکش تولد گرفت و تازه برای بعد تولد هم قرارشد بریم شهربازی مریم و حسابی خوش بگذرونیم من و مامان جون هدیه به دست رفتیم خونه عزیزجون و جشن تولد را برگزار کردیم و هدیه دادیم و شمع فوت کرد تازه من هم کلی هدیه گرفتم مثلا بابابزرگ جون هم با مصطفی و هم با من نقدا حساب کرد  .تاز...
29 ارديبهشت 1392

دیدن قوهای مهاجر

بیش از سه هزار قو در شالیزارهای فریدون‌کنار فرود آمده‌اند. این رقم در طول ۴ سال اخیر بی‌سابقه بود . یه بعد ازظهر به پیشنهاد مامان جون به به تالاب سرخرود از توابع شهرستان فریدونکنار رفتیم بسیار جالب و دیدنی بود من فکر می کردم همه قوها گردن بسیار دراز دارند و صورتشان پیش منقارشان هم سیاه ست مادرم هم می گفت اینها که غازند!!! بعد متوجه شدیم نه قوهای نر و قوهای ماده قیافه و اندازه شان متفاوت ست کلی توریست برای دون و گندم دادن به قوها اومده بودند البته بین قوها چندتا لک لک و درنا هم به وضوح دیده میشد اصلا جای پارک ماشین وجود نداشت امیرعلی که کمی سرما خورده بود در راه توی ماشین خوابید ماهم اونو بیدار نک...
29 ارديبهشت 1392

آز مایش علوم کلاس ششم 2

  در این آزمایش ابتدا یک قوطی شیر را برش می زنیم سپس دوتا چرخ از قوطی عبور می دهیم حالا باید به کمک باد کردن  بادکنکها که در سر قوطی شیر قرار دادیم این قوطی مسافتی را طی کند هر کسی تونست مسافت بیشتری را طی کند به کمک بادکنک و چرخ برنده بود دوستم سروش چون بجای چرخ از قرقره استفاده کرد بنابراین تونست مسافتی دو برابر کار ما طی کند و برنده شد برای من چون از چرخ دندانه دار استفاده کردم به اندازه نصف مسافت آزمایش سروش هم نرفت حالا خدارا شکر از دو بادکنک هم زمان استفاده کرده بودم تا با شدت بیشتری حرکت کند وگرنه فکر نکنم حتی جابجا هم میشد چون دندانه های چرخ مانع حرکت میشد ...
29 ارديبهشت 1392

رئیس گروه علمی پیشتازان

داداش امیر احمد جون  امسال حسابی سرش شلوغ پلوغه از طرفی سال ششم مدرسه است و باید حسابی درس بخونه از طرف دیگه چون خیلی پسر فعال و در سخوانی هست در همه گروه های فرهنگی و علمی و ورزشی و ... هم به اصرار عوامل مدرسه باید شرکت داشته باشه  مثلا صبح ها مجری برنامه صبحگاهی ست و مطالب علمی و به روز از اینترنت جستجو می کنه و می خونه  و یا از طرف خانم پرورشی برای گروه سرود و نمایش هم انتخاب شدند و بعدی هم اینکه در مسابقات کتاب خوانی هم اسمشو از طرف مدرسه به اداره دادند تا شرکت کنه و اخیرا هم یه نامه از طرف مدرسه آورده تا گروه پیشتازان تشکیل بشه و طبق معمول داداش جون هم عضو آن گروه بشه مامان جون به داداش گفت که خیلی خودت...
29 ارديبهشت 1392

تولد 5 سالگی امیر علی جون

  امسال تولد 5 سالگی من مصادف شد با روز شهادت امام رضا ع . بنابراین من یه مراسم تولدم را به اتفاق عمو فرید و فراز و مامان بزرگ و بابابزرگ و عمه فاطمه ، بعداز ظهر شنبه گرفتم و با با جون برام از شیرینی سرا کیک تازه تازه و داغ خرید که شکل زمین فوتبال بود و بازیکنش شبیه اوباما  بود اولین مهمان جشنم فراز بود   کلی بخور بخور کردیم بعد هم فشفشه روشن کردیم   بعد با هم عکس یادگاری گرفتیم و از بابابزرگ جون و عمو فرید و داداش امیر احمد هدیه ام را نقدا دریافت کردم و بادکنک های باد شده را...
29 ارديبهشت 1392

بازارچه خیریه 91 مدرسه هدف

  امسال هم مانند سال قبل در مدرسه برنامه بازار چه خیریه برگزار شد بمناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی ،عوامل مدرسه این برنامه را در نظر گرفتند تا به نیازمندان کمک کنند بنابراین هر دانش آموزی که تمایل داشت برای این بازارچه خیریه ، غذا های مختلف و خوشمزه میآورد و می فروخت و سودش را به نفع نیازمندان می داد من می خواستم مثل سال قبل  وجه نقد بدهم  اما خانم پرورشی بهم گفت :امیر احمد جان به مامان بگو اگه زحمتی نیست چیزی درست کنه و بیار مدرسه. من هم روز قبل از برگزاری مراسم به مامان گفتم بعد هم پیشنهاد دادم تا ژله درست کنه اما مامان می گفت تا فردا صبح آماده نمیشه آب میشه زود . در نهایت تصمیم گرفتیم ماکارونی درست کنیم امی...
29 ارديبهشت 1392

آزمایش علوم (آبهای لجن و کثیف )

خلاصه آزمایش : بررسی موجودات ریز موجود در آب جوی ها نوع پروژه: آزمایشگاهی -   تحقیقاتی     درجه سختی : متوسط  زمینه : زیست شناسی        مقطع تحصیلی: ششم ابتدایی          شرح یک جمله ای : با انجام این پروژه موجودات ریزی که در آب جوی ها زندگی می‏کنند را مشاهده خواهید نمود و با آن‏ها آشنا خواهید شد. خلاصه پروژه :در انجام این پروژه ابتدا شما را با میکروارگانیزم های موجود در آب آشنا می‏کنیم و به مشاهده آنها می پردازیم. سپس میکروسکوپ را معرفی می‏کنیم و نحوه کار آن‏را آموزش می‏دهیم. سپس به بررسی ویژگی ه...
23 ارديبهشت 1392

گشت و گذارهای نوروزی

امسال هنگام سال تحویل خیلی خوب بود چون تقریبا ساعت 2 بعدازظهر بود کلی وقت داشتیم تا به کارهامون برسیم مخصوصا اینکه اسفند ماه سی روزه  هم بود کلی حال داد ما فقط شنبه اون هفته به مدرسه رفتیم .یکشنبه صبح زود مامان جون مرا به مدرسه رسوند اما تا ساعت 10 فوتبال بازی کردیم و بعد چون خیلی ها غایب بودند به خانه رفتیم روز 4 شنبه مامان جون برامون روی میز سفره هفت سین چید سجاده و سیب وسرکه و سمنو و سکه و ساعت و سبزه همراه با ماهی قرمز و قرآن و آیینه و شمعدان بعد از تحویل سال 1392 بابا جون بهمون عیدی داد بعد به طبقه بالا رفتیم و پیش مامان بزرگ و بابا بزرگ جون . بعد از کمی عید دیدنی  به طبقه خودمون برگشتیم ع...
29 فروردين 1392