امیرعلی جون و مسابقه ژیمناستیک

امیر علی جون که مدتی ست با مربی جدید ورزش ژیمناستیک را انجام می دهد
برای مسابقات انتخاب شد
مسابقه روز 5شنبه بود صبح زود با همراهی من و بابا جون به باشگاه رفت
مامان جون به اداره رفته بودند
خیلی خیابان و کوچه منتهی به باشگاه شلوغ شده بود
چون از همه باشگاهها اومده بودند البه به همراه خانواده هایشان.
ابتدا بزرگترها وارد پیست شدند ومسابقه دادند
تا حوالی ساعت 9.5 که تازه نوبت رده سنی امیرعلی جون شده بود
چون من کلاس فوق العاده داشتم بنابراین مامان جون مرخصی گرفتند و آمدند پیش امیرعلی
و من و باباجون رفتیم

امیرعلی و دوستاش حسابی کلافه بودند چون از اول صبح تا حالا منتظر و کمی گرسنه هم شده بودند
امیرعلی با دیدن مامان توی اون شلوغ پلوغی کلی روحیه گرفت
حالا توی رده سنی اینها که 6تا8 سال بودند بازهم امیرعلی گناهی جز آخرین دسته هاحساب میشد
خلاصه حدودا یکساعت بعد نوبت امیرعلی شد
ابتدا از هیات داوران با بلند کردن دست اجازه گرفت و

بعد اون محل های تعیین شده را با سرعت رفت و حرکات مورد نظر را نیز انجام داد در
مرحله آخر که حفظ تعادل بود باید با سرعت از روی خرک می گذشت که یک لحظه تعادلش
را از دست داد و از بالای خرک به زمین افتاد 
افتادن همانا و غش و ضعف کردن مامان نیز همانا 


البته من حضور نداشتم اما چون مامان در حال فیلمبرداری صحنه بود همه لحظه ها
خواسته یا نخواسته ثبت شدند 
و زمان طی شده برای امیر علی از حد استاندارد هم گذشت و ایشان متاسفانه
نتوانستند به مدال طلا دست یابند 

از همه جالبتر اینکه اصلا خودش متوجه موضوع نشد هی با شور و ذوق به
همه جایزه و مدالش را نشان می داد
اما قیافه مامانم دیدنی بود
تازه گناهی باید با اون روحیه به اداره هم برمی گشت
چون سرعت امیرعلی، فوق العاده بود اما فقط یک لحظه بی دقتی باعث عدم تعادلش شد
مامان جونم از این نظر خیلی ناراحت بود که چرا دقت نداشت
اما در نوع جایزه و لوح هیچ تفاوتی با بقیه نداشتند 
بنابراین امیرعلی که از رنگ مدال چیزی سر در نمیاورد به همه جایزه هاو مداش را با افتخار نشون می داد
به امید روزی که همه بچه ها در تمامی مراحل زندگی موفق و سربلند باشند


امیرعلی جون و مسابقه ژیمناستیک
