امیر علی امیر علی ، تا این لحظه: 18 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

امیر های مادر

آزمایشات و تحقیقات کلاس هفتم

1392/12/24 11:04
نویسنده : مادر دوامیر
2,104 بازدید
اشتراک گذاری

امسال از بس کار تحقیقاتی انجام دادم

اصلا قیافه ام شبیه تحقیقات و پژوهش شده بود.

برای همه درسهامون باید تحقیقات و آزمایش انجام بدیم

حتی برای درس کاروفناوری و قران و تعلیمات اجتماعی و چه برسه به

شیمی و ریاضی و فیزیک و عربی


اما واقعا بدون کمک مادرم انجام این همه تحقیقات ممکن نبود

تازه در دوتا مسابقه فرهنگی هم شرکت کردم

یکی وبلاگ نویسی و دیگری هم در مسابقه

پژوهشگر جوان  در مورد نماز.


که خیلی برای این دو مسابقه زحمت کشیدم اما هنگام

ارائه به هفته های برفی برخوردیم و فقط مقاله نمازم

را برای استان پست نمودند و نتونستم ارائه بدم

در قسمتی از پژوهشم با دو تن از استادان دانشگاه مازندران مصاحبه هم نمودم 

وای براتون بگم از نوشتن صدای ضبط شده آنها و

پیاده کردن آن بر روی کاغذ واقعا کار سخت و طاقت فرسایی بود که

بدون کمک مادرم هرگز نمی تونستم به سرانجام برسونم

niniweblog.com

مامانم یک دور صدای مصاحبه را گوش می کرد و هرچیزی را که می تونست

می نوشت و بالطبع خیلی چیزها را هم جا می گذاشت

نوشتن مصاحبه روی کاغذ

در دور بعدی مطالب جا مانده را اضافه می کرد

فکر کنم بالای 10بار یا بیشتر مصاحبه را گوش کرد

نوشتن مصاحبه روی کاغذ

تا تونست همه مطالب  را بنویسه

وقتی تمام شد حالا باید من تایپ می کردم

نا گفته نماند من تا یه کم تایپ کردم  خسته شدم و خوابم گرفت

وقتی بیدار شدم دیدم همه مطالب تایپ شده هستند

نمی دونستم چطوری از مامانم تشکر کنم


به فکرم رسید تنها چیزی که مامانم را فوق العاده خوشحال می کنه را انجام بدم.

صبح وقتی ساعت 5.5  بیدار شدم  برای آماده شدن و رفتن به مدرسه،

وضو گرفتم وبا صدای رسا  نماز خواندم

مامانم واقعا از شنیدن صدای من خوشحال شد

قول دادم به مامانم که ،"سعی می کنم

همه صبحها ابتدا نمازم را بخونم بعد به مدرسه بروم "

روزنامه دیواری در مورد حجاب

یک روز نامه دیواری در مورد حجاب با دوستام سعید شفیع زاده  و علی فرمان زاده

درست کردیم حدودا سه هفته طول کشید

یک روز خونه سعید رفتیم و یک روز هم خونه علی

تا اینکه  تونستیم این روزنامه دیواری را به سرانجام برسونیم

من بیشتر در قسمت خرید و تحقیق و پژوهش در مورد حجاب بودم

علی دستخطش بهتر بود برای ما می نوشت

سعید هم  از ایده های خواهر بزرگترش به ما کمک می کرد

چاپ رنگی از عکس و چسباندن نهایی تیکه های کاغذهای به کنف چسبیده

و از همه مهمتر طراحی جدول که بصورت کلمه حجاب بود و سوالهایش و رمز جدول

هم به عهده مامان جون بود

روزنامه دیواری در مورد حجاب

فکر کنم روزنامه دیواری خوبی از آب در اومد

خلاصه نیمه های یک شب  سرد برفی و زمستانی

روزنامه دیواری در مورد حجاب

کار روز نامه دیواری بالاخره به اتمام رسید

آقای مربی که خیلی از کار ما تعریف نمود


گل کاری امیراحمدجون و دوستان

برای گل کاری نیاز به زغال ،برگ خشکیده ،شن ، خاک و گل ،روزنامه داشتم

دوستان هم گروه هم نیز قرار بود خود گیاه و گلدان را بیاورند

اما از آنجا که می ترسیدم یکی شون فراموش کنه چون من سرگروه بودم

به پیشنهاد مامانم گلدان و گیاه هم بردم

گل کاری امیراحمدجون و دوستان

اتفاقا فراموش نکردند اما چیز خوب و قشنگی نیاوردند

من قمقمه آب دوران ابتدایی ام را همراه با یک شاخه گل برده بودم

زیر قمقمه را سوراخ نمودیم و بعنوان گلدان ازش استفاده کردیم

حداقل از سطل ماست و قوطی شیرخشک که بهتر بود

ظاهرا هم خیلی خوب شده بود


عکس هنری امیر احمد جان

برای درس هنر هم باید یک روز دوربین به مدرسه می بردیم و

همانجا چند عکس هنری می گرفتیم

بعد عکس ها را به آقای معلم نشان می دادیم و هر کدام را که انتخاب می کردند

را ظاهر می کردیم و بر روی تخته شاسی می چسباندیم

من با در قوطی کنسرو و پوست پسته و چند برگ گیاه که در حیاط مدرسه پیدا کردم

یک صورتک را درست نمودم و ازش عکس گرفتم

بعد با سایه توسط دست دوستم یک عکس هنری خوب طراحی نمودم

طوری به سایه دستش حالت دادم و عکس

گرفتم که انگار یک گوزن سه شاخ می خواهد چیزی را بخورد

عکس هنری امیر احمد جان

 

آقا معلم از این عکس هم خیلی خوشش آمد و

قرار شد این دوتا را بر روی یک تخته شاسی بعد از چاپ بچسبانم تا

در نمایشگاه نشان داده شود


برای درس عربی هم

چند تا از درس های کتاب را پاورپوینت نمودم

برای درس بردارو مختصات ریاضی هم

با کمک مادرم بردار مختصات را در اکسل ایجاد نمودم

تا هربار آقای معلم مجبور به کشیدن بردار بر روی تخته وایت برد نباش

اتفاقا آقای معلم هم خیلی از این طرح استقبال نمود و گفت تا یک سی دی بزنم که

بصورت اجرایی باشد تا به محض گذاشتن سی دی در لب تاپ نمایش داده شود

 

کار تحقیقاتی برای شیمی

برای درس شیمی هم من تجزیه آب به هیدروژن و اکسیژن را انتخاب نمودم

ابتدا دوتا شیشه آزمایشگاهی خریدم و سپس توسط گرافیت و برق 6 ولت

تونستم آب را تجزیه کنم به هیدروژن و اکسیژن .

  در حقیقت یک پیل الکترولیز درست کردم گرافیت مداد یک هادی جریان الکتریکی است. جریان الکتریکی از قطب منفی باتری به درون گرافیت جریان می‌یابد و از راه آب به قطب مثبت هدایت می‌شود. نوک گرافیتی را که به قطب مثبت وصل است، آند و نوک گرافیتی را که به قطب منفی وصل است، کاتد گویند. حباب‌هایی که پیرامون آند تشکیل می‌شوند، گاز اکسیژن(O 2) هستند. حباب‌هایی که پیرامون کاتد تشکیل می‌شوند، گاز هیدروژن(H 2) هستند.

کار تحقیقاتی برای شیمی

امیراحمد جون هنگام بردن وسایل تحقیقاتی به مدرسه  

حالا تصور کنید من چطوری باید این آزمایشات و تحقیقات را به مدرسه میرساندم

مجبور بودم در یک کیف ،کتاب و دفتر مدرسه ام را بگذارم

در کیف دیگر وسایل آزمایشگاه که در روزنامه پیچیده شده بود و تخته شاسی

عکسی هم که در مقوا گذاشتم تا زخمی  نشود را در کوله پشتی ام قراردادم

و در دستهایم نیز ماکت ورزشگاه را نگه داری می کردم

بهمین منوال دوستانم نیز در سرویس وسیله داشتند

دوستان سرویسی و آقای رضوانی

گناهی اقای رضوانی راننده سرویس

نمی دونست ما را جا بده یا وسایلمون را

از ما مواظبت کنه یا از وسایلمون قهقهه

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مامان امیرمحمد
14 اسفند 92 12:51
امیر احمد جون خدا قوت ....... واقعا خسته نباشی پسرم ........ دست مامان گلت هم درد نکنه که پا به پات کارهاتو انجام میده ..... خدا بهش سلامتی بده ......... امیرعلی جون چکار میکنه ؟ با کنجکاویش چه میکنید ؟؟؟؟؟؟؟ همیشه موفق باشی ...
مادر دوامیر
پاسخ
ممنونم از لطفتون اگر دقت کنید همه تحقیقاتم یا نصفه شب تموم شد یا در خونه دوستام به نتیجه رسید سعی می کردیم وقتی حضرت آقا خواب تشریف دارن به کارهای با تمرکز بیشتر برسیم
مصطفي و خواهر كوچولوش
14 اسفند 92 18:26
امير احمدجان، ان شاء الله تلاشهايت پرثمر باشه.لطفا در ايام عيد شماو خاله جون برايمان دوره فشرده آزمايشات و تحقيقاتتون را بذاريد.قربونت امير علي راببوس.
مادر دوامیر
پاسخ
در خدمتتونم به شرطی که در حین انجام آزمایش شما و امیرعلی سکوت را رعایت کنید و با هم جنگ تن به تن نکنید دوستتون دارم
امير علي
19 اسفند 92 15:52
سلام خيلي جالب بود
خاله فدا
21 اسفند 92 10:41
سلام نورچشم خاله:خدا بهت قوت بده خاله فدای چشمات بشه وبه مامان جون مهربونت هم سلامتی بده که پابه پای شما شایدم بیشتر زحمت میکشه خواهر فداش بشه ایشالله ثمره زحماتشو همین این دنیا هم اون دنیا با سرافرازی ببینه ایشالله خدا شما را نور چشمش قرار بده.
مادر دوامیر
پاسخ
ممنونم خاله شفیقم خیلی خیلی دوستت دارم همچنین برای عزیزان شما
مامان کیانوش
21 اسفند 92 13:29
امیراحمد جون انشااله در تمام مراحل زندگیت موفق و موید باشی عزیزم. دست مامان گلت هم درد نکنه که همیشه پا به پای شما در همه فعالیتها تون حضور داره . خدا سلامتی بهش بده و حفظش کنه .
مادر دوامیر
پاسخ
بسیار از لطفتون سپاسگزارم الهی خدا به همه مادرای مهربون مثل شما سلامتی عطا کنه