یه روز به یاد ماندنی
آقا مصطفی بخاطر عروسی عمه جونش یک هفته ایی هست که بهمراه مامان و باباش اومده بابل . یه روز مامان با خاله جون هماهنگ کرد که حالا که یه فرصت مناسب پیش اومده و شما اینجا هستید برای مصطفی یه جشن تولد خانوادگی بگیریم چون 16 اسفند تولد مصطفی ست فقط یکسال اومد پیش ما و تولدش همه بودیم دوسال دیگه یا عمه هاش به تهران رفتنو براش تولد گرفتن ویا اینکه مهدکودکش تولد گرفت و تازه برای بعد تولد هم قرارشد بریم شهربازی مریم و حسابی خوش بگذرونیم من و مامان جون هدیه به دست رفتیم خونه عزیزجون و جشن تولد را برگزار کردیم و هدیه دادیم و شمع فوت کرد تازه من هم کلی هدیه گرفتم مثلا بابابزرگ جون هم با مصطفی و هم با من نقدا حساب کرد .تاز...
نویسنده :
مادر دوامیر
13:28








