تولد 12سالگی امیر احمد جون
طبق معمول هر سال من برای تولدم چندتا کیک می برم یکبار برای بابابزرگ و مامان بزرگ جون و عمه نجمه که روز واقعی تولدم بود روز چهارشنبه 24 آبان بابا جون با اینکه خیلی خسته بودند و تازه از تهران برگشته بودند به محض اینکه متوجه شدند امشب تولدمه به همراه مامان جون و امیر علی به شیرینی سرا رفتند و کیک و شکلات و برف شادی و فشفشه و بادکنک و شمع 12 خریدند مامان بزرگ هم کلی میوه تو ظرف چید و برامون آورد اما بابابزرگ جون دانشگاه شمال آمل جلسه ای داشتند که به عنوان مهمان دعوت بودند و سخنرانی کردند و بعد از مراسم تولدم رسیدند اما دستشون درد نکنه هدیه تولدم را نقدا حساب نمودند عمه نجمه جون هم چون کارم...
نویسنده :
مادر دوامیر
11:01









