امیرعلی جون وکلاس اول و گوش درد و آمپول
برای ورود به کلاس اول خیلی خوشحال بودم البته گاهی گاهی هم به مادرم می گفتم من که این مدرسه نمیرم مادرم هم گناهی همش با استرس می گفت وای چه سالی شود امسال با این ادا اطوارهایی که امیرعلی در میاره خدا به دادمون برسه خلاصه به هر طریقی بود همه وسایل مدرسه ام را تهیه کردم اکثرشون را دوتا دوتا گرفتم حتی کیف و کفش هفته اخر شهریور تازه فیلمون یاد هندوستان کرد و به یه مسافرت چهارروزه رفتیم چون باباجون سرما خورده بود من هم انگار یواش یواش داشتم سرما می خوردم گوشم کمی درد گرفته بود من همش به گوشم دست میزدم مامانم متوجه شد گوشم چرکی شده خلاصه وقتی به خونه رسیدیم دیگه بی طاقت شده بودم از درد بلافاصله...
نویسنده :
مادر دوامیر
13:29











