امیر علی امیر علی ، تا این لحظه: 18 سال و 9 ماه و 18 روز سن داره

امیر های مادر

مادرم دوستت دارم روزت مبارک

روز شنبه وقتی مامان و امیرعلی منو به  کانون زبان  رساندند خودشون به بابل  رفتند  من هم موقع برگشتنم از کلاس یک شاخه گل رز که مامانم عاشقشه برای روز مادر برایش هدیه گرفتم بعد رفتم خونه و منتظر مامان جون موندم دیدم غروب با خاله سارا برگشتند  خاله سارا زودتر اومد بالا بعد با هماهنگی هم برقها را خاموش کردیم و منتظر اومدن مامان بودم تا بیاد داخل از قبل شمع ها را آماده کرده بودم و به کمک خاله جون فورا هر سه تا را روشن کردیم                     وقتی مامان وارد شد واقعا سوپرایز شد من و داداش امیرعلی ر...
2 ارديبهشت 1393

ماجرای امیرعلی جون و آقا دزده

غروب جمعه 22 فروردین برای دیدن مسابقه فوتبال زود از دریاکنار به خانه برگشتیم بلافاصله تلویزیون را روشن کردیم  مامان و بابا و امیرعلی شبکه دو را نگاه می کردند چون بازی پیروزی با استقلال اهواز را گزارش می کرد البته لا به لای گزارش بازی های دیگر را هم نشان می داد امیرعلی هی به مامان می گفت :مامان جون دعا کن پرسپولیس برنده بشه اما من به طبقه سوم رفتم با بابابزرگ جون شبکه ورزش را نگاه می کردیم  که میزگردی از مجریهای ورزشی و کارشناسهای فوتبال تشکیل داده بودند و همه چهارتا بازی را باهم گزارش می کردند امیرعلی گاهی هم پیش ما می آمد و با آب و تاب از بازی فوتبال شبکه دو برای ما تعریف می کرد  بعد از چند دقیقه دوب...
2 ارديبهشت 1393

یک روز شاد اما همراه با ....

  دیــــــــــــنـــــــــــا خانوم که یک سال از من کوچکتره تازه سال بعد قراره به پیش دبستانی بره برای همین در آزمون ورود به مدرسه هوشمند مهرگان شرکت کرد که زندایی جون می گفت وقتی دینا داشت امتحان می داد با خانم مربی داخل یک اتاق رفتند اما چون دوربین مداربسته داشت با تلویزیون ما بیرون نگاه می کردیم دینا همه سوالها را جواب داد اما یکی را با کمی مکث و یکبار راهنمایی شدن بالاخره جواب درست داد نمی دونید زندایی جون چه استرسی داشت انگار قراربود دیناخانوم دانشگاه قبول بشه تا اینکه فردا از مدرسه بهشون اطلاع دادند که دخترتون قبول شدند برای کلاس مشاوره فردا ساعت سه به مدرسه بیایید البته بدون دانش آموز خلاصه مامان...
27 فروردين 1393

گشت و گذارهای نوروز 93

نوروز امسال فوق العاده خوش گذشت  از سفره هفت سین امسال که با سبزه مامان جون مزین شده بود بگیر تا گشت و گذار های نوروزی و خوابهای شیرین بهاری و بازی و تفریح و از همه مهمتر سر زدن به فامیل و مهمونی رفتن و مهمونی دادن. قبل از سال تحویل من وامیرعلی که بعداز ظهر حمام هم رفته بودیم و تر و تمیز بودیم لباسهای نو را پوشیدیم و مامان جون هم در تب تاب چیدن سفره هفت سین بود و بابا جون هم در حال آماده شدن و همینطور آماده کردن پولهای نو عیدی برای ما بود من هم که از قبل با مامان هماهنگ کرده بودم درست موقع سال تحویل یکی دوتا از ترقه های تزئینی که فقط نور دارندودود ، روشن کردم که همین هم باتذکر شدیدبابامواجهه شدم بعد از ...
19 فروردين 1393

آزمایشات و تحقیقات کلاس هفتم

امسال از بس کار تحقیقاتی انجام دادم اصلا قیافه ام شبیه تحقیقات و پژوهش شده بود. برای همه درسهامون باید تحقیقات و آزمایش انجام بدیم حتی برای درس کاروفناوری و قران و تعلیمات اجتماعی و چه برسه به شیمی و ریاضی و فیزیک و عربی اما واقعا بدون کمک مادرم انجام این همه تحقیقات ممکن نبود تازه در دوتا مسابقه فرهنگی هم شرکت کردم یکی وبلاگ نویسی و دیگری هم در مسابقه پژوهشگر جوان  در مورد نماز. که خیلی برای این دو مسابقه زحمت کشیدم اما هنگام ارائه به هفته های برفی برخوردیم و فقط مقاله نمازم را برای استان پست نمودند و نتونستم ارائه بدم در قسمتی از پژوهشم با دو تن از استادان د...
24 اسفند 1392

برگزاری اردوی علمی بازدید از دانشگاه مازندران- بابلسر

( مطلب زیر را از سایت مدرسه  گرفتم و کپی پیست کردم چون فوق العاده بخاطر آخرسال سرم شلوغه و یکم هم گردن وکتفم درد می کنه نمی تونستم تایپ کنم  )  اردوی علمی بازدید از دانشکده ریاضی دانشگاه مازندران برای کلاس های هفتم الف و ب برگزار شد. در این بازدید که با هماهنگی قبلی و موافقت جناب آقای دکتر احمدپور ریاست محترم دانشگاه مازندران برگزار گردید کلیه دانش آموزان از فضای دانشگاه و به ویژه دانشکده ریاضی بازدید نمودند. دانش آموزان در بدو ورود با استقبال گرم ریاست محترم دانشگاه، ریاست دانشکده ریاضی جناب آقای دکتر طالبی مواجه شدند. پس از خیر مقدم و صحبت های مقدماتی دکتر طالبی، اساتید محترم گروه ریاضیات دانشگاه آقایان...
24 اسفند 1392

امیرعلی جون و جشن تخم مرغ رنگی

امسال امیرعلی جون برای روز چهارشنبه 21اسفند 92 جشن تخم مرغ رنگی داشت دوتا تخمرغ  پخته را به مدرسه برد تا در جشن شرکت کنه ساعت 10 برنامه جشن شروع شد برنامه های متنوعی بود نمایش بچه ها در نقش دلقک و عمو نوروز  و حاجی فیروز واقعا شاد و قشنگ و با حال بود سفره هفت سین مدرسه هم که مثل پارسال ،تکراری بود درآخر جشن هم یه بالون آرزوهای بزرگ آبی رنگ  که پر از آرزوهای کودکانه و قشنگ بود را به هوا فرستادند بعد دانش آموزان به کلاس رفتند تا تخم مرغها را رنگ کنند امیر علی جون مثل دوستاش خیلی زیبا و با حوصله آنها را رنگ کرد در اخر هم به همه دانش آموزان به رسم یادبود یک هدیه دادند ...
22 اسفند 1392

سفره هفت سین 93 امیراحمدجون

 امسال برای اولین بار مامان جون تصمیم گرفت سبزه برای عید سبز کنه چون دقیقا نمی دونست  چقدر طول می کشه تا دانه های گندم رشد کنند از 15 اسفند دونه هارا خیس داد هرکی وقتی سبزه ما را می دید می گفت تا عید زرد میشه الغرض یک روز مدرسه اعلام کرد مسابقه سفره هفت سین می خواد برگزار کنه  خدا را شکر بالاخره سبزه امسال ما قبل از زرد شدن مورد استفاده قرار گرفت از مامان بزرگ چند شاخه گل سنبل هم گرفتم قبل ازبردن وسایل به مدرسه مامان جون همه را برام چید تا بدونیم چطوری باید سفره رابچینیم یک جعبه کوچک را هم گرفتیم با سفره یکبار مصرف قشنگش کردیم بعد بعنوان میز ازش استفاده نمودیم وقتی من و دوستام  اکبری و اس...
22 اسفند 1392