ورود به دبستان هدف امیرعلی جون
من برای ورود به مدرسه خیلی شور و ذوق داشتم از قبل همه وسایل باب اسفنجی به کمک مامان و داداشی تهیه کردم دفتر و کتاب و لوازم التحریر و کیف و کفش و حتی تی شرت زیرروپوش مدرسه ، را هم از باب اسفنجی خریدم برای روز یکشنبه 31 شهریور ماه ،جشن شکوفه ها در مدرسه برگزار شد با پیامک به خانواده ها اطلاع دادند اما من نتونستم برم چون بابلسر نبودیم ساعت 12.5 شب به خانه رسیدیم من و داداش که تو راه خوابیدیم وقتی صبح بیدار شدیم همه چی آماده بود صبحانه ، لباس مدرسه ، تغذیه تو کیف ، آب معدنی و حتی قرآن داداش امیر احمد زودتر از من ،همراه مامان جون تا سر خیابون رفتند و بعد با سرویس به مدرسه رفت اما من همراه مامان ...
نویسنده :
مادر دوامیر
12:47












