تولد 15سالگی امیراحمدجان

امسال تولدم خیلی با حالتر از سالهای قبل بود
یکی اینکه برای اولین بار باباجون قبول کرد که مامان جون کیک تولدم را درست کنه

کیک تیرامیسو با لایه ایی پر از پسته و بادام و موز
که واقعا فوق العاده شده بود

کیک کاکائویی با روکش شکلات
بی نهایت عالی شده بود
دوم اینکه بشری خاله فدا امسال دانشگاه بابلسر قبول شده و مهمان ویزه و رسمی ما بودند که

به پیشنهاد باباجون چون خودشون نبودند در روز 24 ابان روز اصلی تولدم به

رستوران ماتو روبروی دریا کنار رفتیم

خیلی عالی بود و خوش گذشت موسیقی زنده هم داشتند
سوم اینکه شب قبلش عمه مولود و خانواده اش مهمان ما بودند ویلای بابابزرگ جون

بعد از یک شام حسابی ،به مدیریت عمو فرید مسابقه طناب کشی گذاشتیم
البته چون بابابزرگ از صبح کلاس داشت و دانشگاه بابل و آمل رفته بود خیلی خسته بودند و خوابیدند
ماهم از فرصت استفاده کردیم و توی ویلا وسط اتاق مسابقه طناب کشی راه انداختیم

توی یک مرحله طناب پاره شد و گروهها به طرفین پرت شدند از جمله عمو گناهی که دو دور ملق زد و مامان بیچاره ی من که شدیدا سرش به دیوار خورد خدا رحم کرد تا چند دقیقه چشمش سیاهی می رفت

چهارم هم اینکه همه ی همکاران خانم مادرم در کل استان در گروه این روز را به مادرم و من تبریک گفتند و

برام استیکرهای خیلی قشنگ تولدی فرستادند

فردا هم ناهار ویلای ما ،مهمانی رسمی تولد من برقرار شد
اینبار برعکس روال معمول ابتدا کیک بردیم و شمع فوت کردم و عکس گرفتیم

بعد ناهار خوردیم و

عمو جون به سمت تهران حرکت کرد و عمه هم رفت ساری خونه ی خاله خاورجون که زائر مشهد بودند
فوق العاده خوش گذشت
یه جمله قشنگ از مادرم :
خدایا :
همه ی عمرم در چنین روزی که مرا لایق مقام "مادر بودن" نمودی به سجده می افتم و
شما را ستایش می کنم



تولد 15سالگی امیراحمدجان
