تولد 8سالگی امیرعلی جان

امسال روز تولد امیرعلی جون مصادف میشد با چهلم ننه ی مهربونمون ( مادر بابابزرگ خدا رحمتش کنه ) .
بنابراین با اصرار امیرعلی ، دوهفته قبل از 23 دی که مصادف با
تولد پیامبر عظیم الشان اسلام و امام جعفر صادق ع بود ، تو کلاس شون،
دوستان و خانم معلمش براش جشن گرفتند

حسابی شادی و بپر بپر کردند

با کیک و آب پرتقال طبیعی هم پذیرایی شدند

و بعد با گروه گروه از دوستاش عکس یادگاری گرفت .

با خانم قربانی خانم معلم کلاس دوم الف که خیلی خانم با محبتی هستند نیز عکس گرفت

بعد خانم معلم از مامانم نیز خواست تا با امیرعلی جون عکس بیندازد

خانم معلم هم با این که کلی غافل گیر شده بود از جشن تولد امیرعلی،اما با این حال براش هدیه تولد تهیه کرد
چون جشن تولد بدون کادویی معنی نداره 

مامانم یک کیک هم برا خونه عزیزجون پخت و بردیم اونجا ،
با خاله فرشته جون و علی مهدی و فاطیما و خاله سمیه جون و مصطفی و فاطمه ،جشن گرفتیم

البته تا خاله سمیه جون و بچه هاش از خونه مادربزرگشون برگردند ما کیک رو بریده بودیم

چون بیشتر از این نمی تونستیم جلوی علی مهدی رو بگیریم

بعدازظهر همراه علی مهدی حمام رفتم و کلی آب بازی کردیم
از قبل هم برنامه داشتم که وقتی علی مهدی اومد حتما باهم حمام برویم و اب بازی کنیم و با

شامپوهای مختلف بچگانه اونو بشوریم

بعدش هم به کمک داداش و بابای علی مهدی اونو گذاشتیم تو آبکش تا حسابی آبش بچکه

حالا اگه نوبتی هم باشه نوبت این بود که مامانم به فاطیما یه حالی بده
بنابراین با یه عصرانه لذیذ ازشون پذیرایی کردیم

اینم هدیه خاله شفیقه جون مهربون
پتوی مسافرتی ، که فوق العاده نرم و لطیفه

اما تولد امیرعلی جون به همینجا ختم نشد
تازه بابابزرگ و عمه نجمه و عمو فرید هم مونده بودند
که یه مهمونی بصرف شام تو ویلا دادیم و عمه و بابابزرگ ،
هدیه نقدی شون را به امیرعلی جان تقدیم کردند
بعد روز تولد امیرعلی به خونه همکار مامان ، آمل خانم نیکنام و پسرشون ارشیاجان
دعوت بودند

آنجا هم یه کیک خریدند بردند و تولد براش گرفتن و طبق معمول یه هدیه بسیار زیبا دسته جمعی و
یک هدیه هم بطور ویژه از مامان کیانوش جون دریافت نمود
با سپاس فراوان از همه ی عزیزان که زحمت کشیدند

ان شالله همیشه شادی و شلامتی باشه


تولد 8سالگی امیرعلی جان 

