امیر علی امیر علی ، تا این لحظه: 18 سال و 9 ماه و 18 روز سن داره

امیر های مادر

تولد 13 سالگی امیراحمدجون

1392/10/19 12:45
نویسنده : مادر دوامیر
2,070 بازدید
اشتراک گذاری

تولد 13سالگی امیراحمدجون

امسال تولد 13سالگی ام مصادف میشه با 11محرم یعنی بعد از عاشورا تاسوعا

بنابراین ما تصمیم گرفتیم قبل از آمدن ماه محرم ،جشن تولد خانوادگی بگیریم

مامان جون یک شام خوشمزه درست کرد و من هم در چیدن میز شام بهش کمک کردم

بعد از چیدن میوه ها در ظرف ،نوبت باد کردن بادکنکها بود

با مامان و امیرعلی مسابقه دادیم

طبق معمول همه مسابقه ها برنده نهایی ، امیرعلی بود

تا اینکه مهمونا هم از در وارد شدند

عمه فاطمه و عمه نجمه و مامان بزرگ و بابابزرگ با یک بسته هدیه بزرگ .

تولد 13سالگی امیراحمدجون

بلافاصله شام را روی میز چیدیم و مهمانان بزرگوارمون را دعوت به خوردن شام نمودیم

بعد از شام هم بازار عکس انداختن و کیک بریدن و شمع فوت کردن داغ داغ بود

تولد 13سالگی امیراحمدجون

بعد هم بابابزرگ جون و مامان بزرگ جون  برام کادویی قشنگی که آورده بودند را باز کردند 

و عمه نجمه هم گفت من همون 24آبان هدیه ات را بهت می دم چون امشب یهو غافلگیرشده بود

 

دینا جون تولد 5سالگی

دینا خانوم هم متولد 15آبان ست و همین برنامه جشن کوچک خانوادگی را

به کارگردانی عمه جون برای

ایشون هم پیاده سازی نمودند چشمک

دینا جون تولد 5سالگی

کیکشو مامان جونم بعد از اینکه از اداره برگشتند هول هولکی تهیه کردند

کیک دینا جون تولد 5سالگی

چون اول قرار بود دوشنبه که خاله ساراهم از ساری می اومدند جشن بگیرند

اما وقتی خاله گفت ممکنه دوشنبه نیاد ،عزیزجون گفت حالا که شما هستید براش جشن می گیریم

زندایی جون خیلی اصرار کرد که بره یه کیک براش بخره

اما بدلیل شدت بارون همه مخالفت می کردند و یه جورایی نمی ارزید تو این بارون و ترافیک برای یه

کیک ،زندایی جون خیس خیس بشه

بنابراین وقتی کیک آماده شد ،(فورا برای اینکه امیرعلی وارد گود نشه ) شمع روشن کردیم و

دینا جون تولد 5سالگی

دیناجون  فوت کرد (و البته بعدش هم دوباره روشن کردیم امیرعلی فوت کرد)و عکس گرفتیم و 

هدیه دادیم و کیک خوردیم و عزیز جون هم از ما حسابی پذیرایی کرد

دینا جون تولد 5سالگی

ناگفته نماند عزیزجون و زندایی جون، روزه هم داشتند

فقط ما چند تا بودیم و این کیک گناهی

حالا نخور کی بخور

تازه ژله و شکلات و دراژه هم خوردیم

دینا جون تولد 5سالگی

بنابراین ما تا تونستیم دلی از عزا درآوردیم

آخرش هم عزیزجون که یک قابلمه بزرگ آبگوشت خوشمزهبار گذاشته بود

ازمون پذیرایی کرد

توی هوای بارونی و سرد ،چقدر هم چسبید

دینا جون تولد 5سالگی

خیلی با حال بودماچ

جای بقیه عمه جوناش، خالی

ان شالله همیشه جشن و شادی باشهقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

عمه سومي
13 آبان 92 17:53
مباركت باشه ديناجون ان شاء الله تولد صد سالگي را باجشن بگيري وباعث افتخار اونا بشي /وتشكر از عمه مهربون و زحمت كش


خاله فدا
14 آبان 92 13:05
سلام نورچشمهای خاله:تولدت مبارک انشالله خدابهت عمر طولانی همراه با برکت فراوان بده انشالله خدابه مامان جون وباباجون زحمتکشت هم سلامتی بده که اینهمه برات سنگ تموم گذاشتندسایه شون تا ابد برسرت مستدام باشه.انشالله شاهدخوشبختی وموفقیت جفت امیر خاله باشند.
مامان امیرمحمد
19 آبان 92 9:20
امیراحمد جون تولد 13 سالگیت مبارک باشه پسر گلم . امیدوارم همیشه مورد عنایت خدا باشی و زیر سایه پدر و مادرت همیشه با کسب مدارج عالیه علمی و معنوی باعث خوشحالیشون بشی .... کیک تولدت خیلی خوش آب و رنگ بود ... ممنونم لطف دارید
مامان کیانوش
3 دی 92 10:34
تولدت مبارک امیراحمد جون . انشائاله جشن قبولی دانشگاهت و بگیری. اما نگفتی اون کادو بزرگ مامان بزرگ بابابزرگ جونت چی بود ؟؟؟!! پاسخ :ممنونم پخش کننده اسلاید و آلبوم عکس و موزیک (نمی دونم دقیقا بهش چی می گن )