رفتن به جنگل نور
هفته دوم اردیبهشت ماه درست وسط امتحانات میان ترم بابا جون احساساتش گل کرد و تصمیمم گرفت ما رو برای ناهار ببره بیرون اما مامان جوم مخالف غذای بیرون بودند بنابراین تصمیم گرفتیم ناهار پخته شده مامان جون که سبزی پلو با ماهیچه بود را همراه خودمون ببریم و بریم به مقصد آبپری و اونجا در کنار آبشار غذا بخوریم من که از تصمیم ناگهانی اونها حسابی عصبانی بودم شروع کردم به مخالفت و غرو لند کردن ، که من امتحان دارم و نزدیک پایان سال تحصیلی ست و شما منو درک نمی کنید و از این جور حرفها خلاصه باباجون گفتند که فقط یک ساعت و نیم تا دو ساعت نهایت وقتت را می گیره زیاد اونجا نمی مونیم زود برمی گردیم تو راه والد...
نویسنده :
مادر دوامیر
8:32











